ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
59
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) طلق بن خشّاف قيسى گويد مسلم بن ابراهيم ما را خبر داد و گفت سوادة پسر ابو الاسود قيسى قطّان براى ما ، از گفته پدرش روايت كرد كه مىگفته است * همراه گروهى براى عيادت طلق بن خشاف قيسى كه مردى از اصحاب ختمى مرتبت بوده است رفتهاند و شروع به دعا كردن براى او كردهاند و او مىگفته است پروردگارا خود برگزين و آهنگ انجام آن كن . ابو صفية گويد عفان بن مسلم ما را خبر داد و گفت عبد الواحد بن زياد ، از يونس بن عبيد ، از گفتهء مادرش براى ما حديث كرد كه مىگفته است * ابو صفيه را كه مردى از اصحاب رسول خدا بود ديدم ، و مىگفته كه او همسايه ما در اين جا بود و هر گاه شب را به صبح مىآورد شروع به سبحان اللّه گفتن مىكرد و با دانههاى شن يا دانههاى خرما آن را شماره مىكرد . من او را ديدم كه فقط با دانههاى شن چنان مىكرد . أبو عسيب بردهء آزاد كردهء رسول خدا ( ص ) است . گويد در برخى روايات او را ابو عسيم گفتهاند و به هر حال اين هر دو يك تن است . گويد يزيد بن هارون ما را خبر داد و گفت مسلم بن عبيد پدر نصيره ما را خبر داد و گفت شنيدم ابو عسيب بردهء آزاد كردهء رسول خدا ( ص ) مىگفت كه * آن حضرت فرمودهاند : « جبريل كه درود خدا بر او باد تب و طاعون را پيش من آورد . تب را در مدينه نگهداشتم و طاعون را به شام گسيل داشتم . طاعون براى امت من شهادت و رحمت براى ايشان و مايه پليدى و درماندگى بر كافران است » . گويد موسى بن اسماعيل ما را خبر داد و گفت حازم بن قاسم براى ما حديث كرد و گفت از ابو عسيب شنيدم مىگفت * هر كس از شما كه تندرست و تواناى بر رفتن به نماز